Teddy Bear

دنیای نی نی ها


خواهر

نیکی گفت خواهر موگه که پسره اومده دنبالش

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٤ مهر ،۱۳٩٠ - نیکی

بازگشت به پیش دبستان مهد

این مدت درگیر پیدا کردن خانه و خرید و جابجایی بودیم و نیکی خانم از اواسط شهریور تا اواسط مهر مرخصی تشریف برده بودند اول سفر عروسی و بعد منزل مادربزرگها ...

امروز16 مهر صبح با همان مشکلات همیشگی راهی شد اول گفت بریم ببینیم چه لوازمی لازمه ....بعد هر دو دنبالش رفتیم گفت تازه با یک ماشین

دم در با بغض پیاده شد و تقریبا تا دم دفتر همین وضعیت را داشت پوری جان باهاش صحبت کرد و بعد کم کم اونو بر داخل گفتم همینجا هستم

خواستم من را ببیند تا بروم از کلاس که بیرون آمد دوباره بغض داشت ولی عزیزم زندگی سخته دیگهابرو

دیروزبازی فکری میکردیم و هر کس یک شخصیت تو ذهنش بود باباش گفت نه دختره نه پسر من (باهوش) گفتم مگه میشه نیکی گفت آقا یا خانمخجالت

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٦ مهر ،۱۳٩٠ - نیکی