خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
نیکی
آرشیو شده ها
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
مهر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
دی ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
لینک دوستان
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب وبلاگ
دوست یابی
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
همزمان با ترک اعتیاد نیکی +سرما خوردگی +دندان درآوردن پریشب برای اینکه کاملا خسته بشه و راحت بخوابه رفتیم دور و اطراف خونه تو پاساژ از پله ها میخواست بالا بره و منم که توی یه مغازه یه کاسه برداشته بودم منتظربودم پدرش بیاد حساب کنه وقتی به اصرار پدر اومد وقتی میخواستیم پولشو بدیم یه لیوان سرخابی داد به باباش <بابابده به آقا اینم حساب کن برای نیکی >......<میخواد توش شیر بخوله آب بخوله ...>
وقتی از جلوی کیوسک روزنامه فروشی رد می شدیم <به به چقدر تبات به >
و سرمیز شام آندو اول کاپشندرآورد وبعد کلاه و شال .....بعد کفشها ....بعد جورابها و بعد آستینها و پاچه هایش را بالا زد ؟؟؟؟؟
ولی اصلا با بچه های هم قدش میانه ای ندارد .
چند روزيه عمه زحمت نگهداری نيکی خانم رو ميکشه اما از دست اين فسقلی دو روز پيش که عمه در حال کشيدن جارو برقی بوده هر چی نيکی را صدا ميزند صدايی نمی آيد.....
عمه با وحشت و با تکرار امانت بودن اين کوچولو بالکن اتاقها دم در و...اما خبری نيست که نيست ؟؟
شيطونک رفته بودتوی کمد جای جارو در را هم بسته وصداش در نمياد .
در مطالعات نيكي به همراه ددي:
موتور =شتر
گردنبند=كرگدن
در ادامه ترك عادت نيكي موقع خواب
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٦ - نیکی وقتی سوار ميشديم نيکي هنوز خواب بود وقتی بيدار شد متعجب نگاه ميکرد <همه نششتن>
و بعد هم که مهماندار شروع به توضيحات مرتبط با دما وارتفاع پرواز و... کرد وقتی تمام شد گفت <نا نای بزار > خلاصه تو فرودگاه هم بدو اين طرف بدو اون طرف يه خانم سياه و مو فرفری ديد و با انگشت هی <نی نی نينی > توی صفهای تاکسی طولانی هم از بس دويد اينورو اونور منم بدنبالش همه آدما در طول يک کيلومتر گردن درد گرفتند .

